پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۴۷

زاهد در این بهار به ما توبه واگذار

پیمانه را به گردش چشم هوا گذار

بر دل غبار رشک فشاندن چه لازم است

آیینه را به باطن پاک حیا گذار

دل صاف کن به خلق و گل دوستی بچین

بدخواه را به دشمنی خویش واگذار

بگشای دیده گر سفر خواب می کنی

دامی به راه قافله نقش پا گذار

امیدوار در قدمت خاک گشته ایم

هر جا که پا گذاری در چشم ما گذار

از دوستی مساز به گردابش آسیا

خس را به مهربانی سیلاب واگذار

گرداب گوش دارد و موجش زبان دراز

تا گفتگوی دل به لب ناخدا گذار

در قتل ما به تیغ ستم احتیاج نیست

ما را به خون ناحق چشم حیا گذار

شو خاکسار اسیر به فتراک سر ببند

از گرد خویش به دام به راه هما گذار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۴۹جام بر کف خاطر اندوهگین دارد بهار
  2. شمارهٔ ۶۵۰ساغری دارد به کف هر قطره باران بهار
  3. شمارهٔ ۶۵۱دیوانه خطت دل ویرانه بهار
  4. شمارهٔ ۶۵۲پیداست عکس چهره گل در هوای ابر
  5. شمارهٔ ۶۵۳شبنم باغ وفا از خار دندان سخت تر
  6. شمارهٔ ۶۵۴حسنش از گلزارها گلزارتر
  7. شمارهٔ ۶۵۵دلم خون شد دل بیداد خوشتر
  8. شمارهٔ ۶۵۶ساقی تبسم مژه کام بیشتر
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.