پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۵۱

دیوانه خطت دل ویرانه بهار

پروانه نگاه تو مستانه بهار

دور از شکست باد خزان این طلسم راز

هر سایه گل است پریخانه بهار

برخاک می کشد سر زنجیر بوی گل

دیوانه سراسر مستانه بهار

عمرش دراز باد که ما را نهان شناخت

در سایه تو جلوه بیگانه بهار

لرزید دست بیدلی بیقرار تو

برداشت باغ گرده میخانه بهار

فارغ ز گفتگو دل حسرت شعار من

خوابش اسیر شوخی افسانه بهار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵۳شبنم باغ وفا از خار دندان سخت تر
  2. شمارهٔ ۶۵۴حسنش از گلزارها گلزارتر
  3. شمارهٔ ۶۵۵دلم خون شد دل بیداد خوشتر
  4. شمارهٔ ۶۵۶ساقی تبسم مژه کام بیشتر
  5. شمارهٔ ۶۵۷سینه صافی با عداوت خویشتر
  6. شمارهٔ ۶۵۸بیتابم ز حوصله صاحب کمال تر
  7. شمارهٔ ۶۵۹شهید راز پنهان را سرافرازی نهان بهتر
  8. شمارهٔ ۶۶۰انداز لطفش از گل و گلزار تازه تر
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.