پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۳

خط بر سرهر حرف چو تقویم کشندت

زان به که خطی بر سر تسلیم کشندت

ای خاک نشین رتبه ات از دولت خواری است

مگذار که در پله تعظیم کشندت

چون گرد از این جاده بکش دامن همت

حیف است که اقلیم به اقلیم کشندت

بر صفحه رحمت رقم حرف امید است

تیری که بر هر مو به تن از بیم کشندت

بی شان ادب صورت دیوار وجودی

هر چند که با خانه تعلیم کشندت

هر چند اسیر غمی از حرف میندیش

در چشم کند سرمه گر از بیم کشندت؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۵داغ تو ز بسکه سینه تاب است
  2. شمارهٔ ۱۴۶از آنم دل عدوی اضطراب است
  3. شمارهٔ ۱۴۷تو را ز حسن بهار جمال سیراب است
  4. شمارهٔ ۱۴۸از جلوه تو چشم دل و جان لبالب است
  5. شمارهٔ ۱۴۹تا روغن چراغ دلم درد غربت است
  6. شمارهٔ ۱۵۰در آتش عشق تو خرد خام نخست است
  7. شمارهٔ ۱۵۱گر آن دیر آشنا بیگانه مست است
  8. شمارهٔ ۱۵۲از بزم رفتنی که گلستان الفت است
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.