پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۱

گر آن دیر آشنا بیگانه مست است

خوشم کاین بیخبر دیوانه مست است

به یاد چشم او جامی کشیدم

در و دیوار این کاشانه مست است

دل دیوانه از چشم تو شد مست

که بد مست از گل پیمانه مست است

نگاه گرم او در خواب دیده

اگر گوید اسیر افسانه مست است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۳صفحه افلاک سرلوح کتاب غفلت است
  2. شمارهٔ ۱۵۴بلبل بیا که ناله ارزان غنیمت است
  3. شمارهٔ ۱۵۵چو نیست قدر وفا طاقت جفا عبث است
  4. شمارهٔ ۱۵۶سوخت زندان خمارم سفر شیشه کجاست
  5. شمارهٔ ۱۵۷رسوای دهرم و غم پنهاینم به جاست
  6. شمارهٔ ۱۵۸یک حرف شکوه از لب خشنود برنخاست
  7. شمارهٔ ۱۵۹ناله از دل بی خیال گلعذاری بر نخاست
  8. شمارهٔ ۱۶۰به وادیی که مروت پناه صیاد است
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.