پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۷

تو را ز حسن بهار جمال سیراب است

مرا ز عشق خزان ملال سیراب است

به رنگ آینه از جوش سبزه خط یار

ریاض خاطر صاحب کمال سیراب است

چرا ز سایه پرواز من چمن ندمد

که در هوای توام ابر بال سیراب است

شکسته دل به ره شوق جاده ای دارد

که همچو جدول باغ خیال سیراب است

ز باغبانی رنگین گریه می بالم

بنفشه زار تو از تو خط و خال سیراب است

چو باغ آینه روی خزان نبیند اسیر

بهارش از عرق انفعال سیراب است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۹تا روغن چراغ دلم درد غربت است
  2. شمارهٔ ۱۵۰در آتش عشق تو خرد خام نخست است
  3. شمارهٔ ۱۵۱گر آن دیر آشنا بیگانه مست است
  4. شمارهٔ ۱۵۲از بزم رفتنی که گلستان الفت است
  5. شمارهٔ ۱۵۳صفحه افلاک سرلوح کتاب غفلت است
  6. شمارهٔ ۱۵۴بلبل بیا که ناله ارزان غنیمت است
  7. شمارهٔ ۱۵۵چو نیست قدر وفا طاقت جفا عبث است
  8. شمارهٔ ۱۵۶سوخت زندان خمارم سفر شیشه کجاست
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.