پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۵

داغ تو ز بسکه سینه تاب است

اشکم ز گل رخت گلاب است

دیدیم ز دور گرد مجنون

آسایش مرگ اضطراب است

خندی به دل شکسته ما

این نقش نگین آفتاب است

قحط است نیاز و شور ناز است

پیکان بتان دل کباب است

از فیض غبار کشتگانت

هر ذره طلسم آفتاب است

با هستی و نیستی چه داری

مخموری و مستی شراب است؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۷تو را ز حسن بهار جمال سیراب است
  2. شمارهٔ ۱۴۸از جلوه تو چشم دل و جان لبالب است
  3. شمارهٔ ۱۴۹تا روغن چراغ دلم درد غربت است
  4. شمارهٔ ۱۵۰در آتش عشق تو خرد خام نخست است
  5. شمارهٔ ۱۵۱گر آن دیر آشنا بیگانه مست است
  6. شمارهٔ ۱۵۲از بزم رفتنی که گلستان الفت است
  7. شمارهٔ ۱۵۳صفحه افلاک سرلوح کتاب غفلت است
  8. شمارهٔ ۱۵۴بلبل بیا که ناله ارزان غنیمت است
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.