پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۹۹

دل صفهٔ صفاست و ما صوفیان دل

دل خلوت خداست و ما ساکنان دل

یار است در میان و منم در کنار جان

یار است در کنار و منم در میان دل

هر کس معانی دل و جان کی بیان کند

از جان ما شنو به حقیقت بیان دل

از اهل دل نشان دلم جو که در جهان

جزاهل دل کسی نشناسد نشان دل

عقلست در ولایت تن کارساز جان

عشقست در ممالک جان پاسبان دل

ای جان بیا و بادهٔ صافی ما بنوش

از دست ساقئی که بود خاص از آن دل

سید چو بلبلی است که در بوستان عشق

می‌سازد این نوای خوش از بوستان دل

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۰۱بایزید است جان و هم جانان دل
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۰۲جام گیتی نماست یعنی دل
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۰۳اگر ذوق خوشی خواهی حریفی کن دمی بادل
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۰۴حاصل ما دل است و حاصل دل
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۰۵دل طالب یار و یار در دل
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۰۶به جز درد سر از غافل چه حاصل
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۰۷من چنین سرمست یارم سن نجک من سویله گل
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۰۸دختری بر باد داده غنچهٔ خندان گل
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.