پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۹۸

خواجه مخمور باز ماند به مال

رند سرمست و جام مالامال

خواجه درویش شد چو مال نماند

عرض و مالش برفت و ماند وبال

گرچه مالش نماند او باقیست

گو برو از برای مال و منال

حالیا خوش به ذوق می گردد

حال ما با محول الاحوال

نقش غیری خیال اگر بندی

نزد ما باشد آن خیال محال

جام گیتی نما چو می نگرم

می نماید جمال او به کمال

ساقیم سید است و من سرمست

باده درجام همچو آب زلال

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۰۰جان کیست بندهٔ حرم کبریای دل
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۰۱بایزید است جان و هم جانان دل
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۰۲جام گیتی نماست یعنی دل
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۰۳اگر ذوق خوشی خواهی حریفی کن دمی بادل
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۰۴حاصل ما دل است و حاصل دل
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۰۵دل طالب یار و یار در دل
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۰۶به جز درد سر از غافل چه حاصل
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۰۷من چنین سرمست یارم سن نجک من سویله گل
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.