پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۰۷

من چنین سرمست یارم سن نجک من سویله گل

غیرعشقش نیست کارم سن نجک من سویله گل

من به عشق او تمامم عاشقان را من امام

رهنمای خاص و عامم سن نجک من سویله گل

غرقهٔ دریای عشقم بلبل گویای عشقم

گلشن بویای عشقم سن نجک من سویله گل

من به کام دل رسیدم مونس جان را پدیدم

گفتم اسرار و شنیدم سن نجک من سویله گل

عشق او ماند به آتش می بسوزد عود دل خوش

گل منی یا قریدش سن نجک من سویله گل

یاد او ورد زبانم ورد او درمان جانم

مهر او نور روانم سن نجک من سویله گل

بندهٔ خاص خدایم سید هر دو سرایم

من از این مردم جدایم من نجک من سویله گل

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۰۹ز آفتاب مهر او تابنده‌ام
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۱۰شکر گویم که باز سر مستم
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۱۱علم صید است و قید کن محکم
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۱۲نیم شب خوش آفتابی دیده‌ایم
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۱۳در خرابات مغان مست و خراب افتاده‌ایم
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۱۴خوش در میخانه‌ای بگشاده‌ایم
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۱۵دل به دلبر جان به جانان داده‌ایم
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۱۶گر عشق نبازیم در اینجا به چه کاریم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.