پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۱۲

نیم شب خوش آفتابی دیده‌ایم

آفتابی مه نقابی دیده‌ایم

صورت و معنی عالم یافتیم

خوش سر آب و سرابی دیده‌ایم

ما ز دریائیم و دریا عین ما

لاجرم چشم پر آبی دیده‌ایم

خوش خیالی نقش می‌بندیم باز

گوئیا نقشی به خوابی دیده‌ایم

عالمی را باده می بخشیم ما

در چنین خیری ثوابی دیده‌ایم

در خرابات مغان افتاده مست

شاهد مست خرابی دیده‌ایم

نعمت‌اللّه نور چشم عاشقان

ساقی عالیجنابی دیده‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۱۴خوش در میخانه‌ای بگشاده‌ایم
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۱۵دل به دلبر جان به جانان داده‌ایم
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۱۶گر عشق نبازیم در اینجا به چه کاریم
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۱۷چه خوش باشد گرت باشد فراغت از همه عالم
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۱۸مائیم ز نار عشق آدم
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۱۹باز رستیم از وجود و از عدم
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۲۰فارغیم از وجود و هم ز عدم
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۲۱آفتابیست حضرت آدم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.