پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۰۰

جان کیست بندهٔ حرم کبریای دل

یا روح چیست خادم خلوتسرای دل

در چارسوی عشق که بیرون دو سراست

صد جان روان دهند به یکدم بهای دل

از جان به سوز سینه که یابی وصال جان

در جان بساز چشم که بینی لقای دل

آن مهر ماه روی که جانست نام او

چون ذره ایست گشته روان در هوای دل

سلطان چرخ چارم از آن گشت آفتاب

کامد به زیر سایهٔ فر همای دل

دل کشتی خداست به دریای معرفت

لطف خدا سزد که بود ناخدای دل

سید رموز دل چه نهان می کنی بگو

جان عرش اعظم است و بر او هست وای دل

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۰۲جام گیتی نماست یعنی دل
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۰۳اگر ذوق خوشی خواهی حریفی کن دمی بادل
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۰۴حاصل ما دل است و حاصل دل
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۰۵دل طالب یار و یار در دل
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۰۶به جز درد سر از غافل چه حاصل
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۰۷من چنین سرمست یارم سن نجک من سویله گل
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۰۸دختری بر باد داده غنچهٔ خندان گل
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۰۹ز آفتاب مهر او تابنده‌ام
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.