پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۰۵

دل طالب یار و یار در دل

جان در غم هجر دوست واصل

حاصل درد است عاشقان را

خود خوشتر از این کجاست حاصل

درمان درد است و درد درمان

چون حل کنم این دوای مشکل

ما ساکن کوی می فروشیم

کردیم آنجا مدام منزل

گنجیم و طلسم و شاه و درویش

دُر و صدفیم و بحر و ساحل

جانان خودیم و جان عالم

دلدار خودیم و مونس دل

مستیم و حریف نعمت الله

رضوان ساقی و روضه محفل

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۰۷من چنین سرمست یارم سن نجک من سویله گل
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۰۸دختری بر باد داده غنچهٔ خندان گل
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۰۹ز آفتاب مهر او تابنده‌ام
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۱۰شکر گویم که باز سر مستم
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۱۱علم صید است و قید کن محکم
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۱۲نیم شب خوش آفتابی دیده‌ایم
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۱۳در خرابات مغان مست و خراب افتاده‌ایم
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۱۴خوش در میخانه‌ای بگشاده‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.