پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۱

چشم ما خوش چشمهٔ آبی به هر سو می رود

این چنین آب خوشی پیوسته بر رو می رود

می رود عمر عزیز من به عشق روی او

دلخوشم از عمر خود زیرا که نیکو می رود

دل طواف کعبهٔ وصلش بدان جوید مدام

در بیابان فراق او به پهلو می رود

آفتابست او و عالم سایهٔ آن آفتاب

هر کجا او می رود این سایه با او می رود

در ازل نقش خیال او به دیده بسته ام

تا ابد نقشی چنین از چشم ما چو می رود

یک زمانی صحبت او را غنیمت می شمر

زانکه این محبوب ما دیر آمد و زو می رود

بر در خلوتسرای سید ار شاهی رسد

بنده گردد از سر اخلاص آنجو می رود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱۳آب چشم ما به هر سو می رود
  2. غزل شمارهٔ ۵۱۴عشق دردیست تا نمی گیرد
  3. غزل شمارهٔ ۵۱۵عقل مخمور است و مستان را به قاضی می برد
  4. غزل شمارهٔ ۵۱۶ترک چشم مست او دلها بغارت می برد
  5. غزل شمارهٔ ۵۱۷ترک چشم مست او دلها به غارت می برد
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۸خوش بود گر این دوئی یکتا شود
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۹هر زمان عشقی ز نو پیدا شود
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۰نطق حیوان جمع کن تا آدمی حاصل شود
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.