پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۰

آب چشم ما به هر سو می رود

خوش روان از دیده بر رو می رود

می رود خاطر به کوی می فروش

آفرین بر وی که نیکو می رود

ای که گوئی از در دلبر برو

کی رود دل از درش چو می رود

در طریق عشق دل چون عاشقان

گه به سینه گه به پهلو می رود

می کنم خود را ملامت سالها

عمر اگر یک لحظه بی او می رود

در هوای زلف او باد صبا

خوش روان گشته به هر سو می رود

رو مپیچ از نعمت الله زان که او

رو به راه آورد یک رو می رود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱۲عقل دوراندیش هردم جای دیگر می‌رود
  2. غزل شمارهٔ ۵۱۳آب چشم ما به هر سو می رود
  3. غزل شمارهٔ ۵۱۴عشق دردیست تا نمی گیرد
  4. غزل شمارهٔ ۵۱۵عقل مخمور است و مستان را به قاضی می برد
  5. غزل شمارهٔ ۵۱۶ترک چشم مست او دلها بغارت می برد
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۷ترک چشم مست او دلها به غارت می برد
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۸خوش بود گر این دوئی یکتا شود
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۹هر زمان عشقی ز نو پیدا شود
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.