پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۹

خون دل از دیده بر رو می رود

آبروی ما به هر سو می رود

جمع گشته قطره قطره آب چشم

همچو سیلی سوی هر جو می رود

می رود دل بر در میخانه باز

آفرین بر وی که نیکو می رود

جان به جانان ده که جانان جان تست

جان چه کار آید تو را چو می رود

در بیابان فنا مرد خدا

بی سر و پا خوش به پهلو می رود

آفتابست او و ما چون سایه ایم

می رویم آنجا روان کو می رود

نعمت الله می رود در راه تو

در پیش می رو که نیکو می رود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱۱چشم ما خوش چشمهٔ آبی به هر سو می رود
  2. غزل شمارهٔ ۵۱۲عقل دوراندیش هردم جای دیگر می‌رود
  3. غزل شمارهٔ ۵۱۳آب چشم ما به هر سو می رود
  4. غزل شمارهٔ ۵۱۴عشق دردیست تا نمی گیرد
  5. غزل شمارهٔ ۵۱۵عقل مخمور است و مستان را به قاضی می برد
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۶ترک چشم مست او دلها بغارت می برد
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۷ترک چشم مست او دلها به غارت می برد
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۸خوش بود گر این دوئی یکتا شود
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.