پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۸

چشم ما آبش به هرسو می‌رود

آبروی ماست بر رو می‌رود

می‌رود از چشم ما آب خوشی

همچو سیلابی که از جو می‌رود

دل چو دست و سر به پای او فکند

بر سر کویش به پهلو می‌رود

گر بیاید جان به او آید برم

ور رود پیوسته با او می‌رود

هرکسی کو می‌رود در راه عشق

گو برو خوش خوش که نیکو می‌رود

در هوای زلف او باد صبا

گشته سرگردان به هرسو می‌رود

هرکه او بنشست با سید دمی

جاودان پیوسته سر جو می‌رود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱۰آب چشم ما به هر سو می رود
  2. غزل شمارهٔ ۵۱۱چشم ما خوش چشمهٔ آبی به هر سو می رود
  3. غزل شمارهٔ ۵۱۲عقل دوراندیش هردم جای دیگر می‌رود
  4. غزل شمارهٔ ۵۱۳آب چشم ما به هر سو می رود
  5. غزل شمارهٔ ۵۱۴عشق دردیست تا نمی گیرد
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۵عقل مخمور است و مستان را به قاضی می برد
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۶ترک چشم مست او دلها بغارت می برد
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۷ترک چشم مست او دلها به غارت می برد
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.