پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۰

نطق حیوان جمع کن تا آدمی حاصل شود

گر بیاید تربیت از کاملی کامل شود

جان تو از عالم علوی تنت سفلی بود

عاقبت هر یک به اصل خویشتن واصل شود

منبع هر دو یکی و مرجع هر دو یکی

لاجرم هر یک از این دو با یکی مایل شود

آفتاب روی او در مه چو بنماید جمال

ماه ما بر آفتاب روی او حایل شود

ما ز دریائیم و عین ما بود آب زلال

خوش حیاتی یابد از ما هر که او سائل شود

عالم ما در ازل او بود و باشد تا ابد

این چنین معلوم کی از علم او زائل شود

بلبل و گل چون که بنوازند ساز عاشقی

نعمت الله در گلستان این چنین قابل شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۲مظهری باید که تا مظهر به او ظاهر شود
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۳عین دریاییم و ما را موج دریا می‌کشد
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۴هرکه باشد بندهٔ او درجهان سلطان شود
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۵خاطر ما سوی دریا می‌کشد
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۶غرق دریاییم و ما را موج دریا می‌کشد
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۷دل دگر ما را به مأوا می‌کشد
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۸عشق ما را سوی دریا می‌کشد
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۹یار سرمست است و ما را می‌کشد
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.