پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۶

غرق دریاییم و ما را موج دریا می‌کشد

آبرو می‌بخشد و ما را به مأوا می‌کشد

عشق هرجایی است ما هم در پی او می‌رویم

او به هرجا می‌رود ما را به هرجا می‌کشد

در ازل بالانشین بودیم گویا تا ابد

جذبهٔ او می‌کشد ما را به بالا می‌کشد

ساغر گیتی‌نما پر می به رندان می‌دهد

خاطر مستانهٔ رندان ما را می‌کشد

با سر زلفش در افتادیم و سودایی شدیم

دل به دست زلف او دادیم و دریا می‌کشد

خاک پایش توتیای دیدهٔ بینای ماست

از برای روشنی در چشم بینا می‌کشد

در کش خود می‌کشد ما را به صد تعظیم و ناز

این کشاکش خوش بود چون سید ما می‌کشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۸عشق ما را سوی دریا می‌کشد
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۹یار سرمست است و ما را می‌کشد
  3. غزل شمارهٔ ۵۳۰هر دم بر آب چشم ما نقش خیالی می کشد
  4. غزل شمارهٔ ۵۳۱دل سوی صاحب جمالی می کشد
  5. غزل شمارهٔ ۵۳۲چشم ما نقش خیال او بر آتش می کشد
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۳مدام جام می او حیات می بخشد
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۴ترک سرمستی مرا دامن‌کشانم می‌کشد
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۵هر کسی نقشی بر آبی می کشند
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.