پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۳

عین دریاییم و ما را موج دریا می‌کشد

وین دل دریا دل ما سوی مأوا می‌کشد

مشکل ما چون که حلوای لبش حل می‌کند

دور نبود خاطر ما گر به حلوا می‌کشد

دست ما و دامن او آب چشم و خاک راه

گرچه سرو قامت او دامن از ما می‌کشد

جذبهٔ او می‌کشد ما را به میخانه مدام

ما از آن خوش می‌رویم آنجا که ما را می‌کشد

یک سر مویی سخن از زلف او گفتم ولی

شد پریشان خاطرم هم سر به سودا می‌کشد

می‌کشد نقش خیال وی نماید در نظر

هرکه بیند همچو ما بیند که زیبا می‌کشد

نعمت الله را مدام از وی عطایی می‌رسد

کار سید لاجرم هر لحظه بالا می‌کشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۵خاطر ما سوی دریا می‌کشد
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۶غرق دریاییم و ما را موج دریا می‌کشد
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۷دل دگر ما را به مأوا می‌کشد
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۸عشق ما را سوی دریا می‌کشد
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۹یار سرمست است و ما را می‌کشد
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۰هر دم بر آب چشم ما نقش خیالی می کشد
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۱دل سوی صاحب جمالی می کشد
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۲چشم ما نقش خیال او بر آتش می کشد
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.