پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۱

رند مستی کو حریف ما شود

مشکلات او همه حل وا شود

گر به سوی ما بیاید عارفی

گرچه باشد قطره ای دریا شود

چشم ما روشن شده از نور او

هر که بیند نور او بینا شود

آنکه بگذشت از سر هر دو جهان

بندهٔ یکتای بی همتا شود

گر بلائی رو نماید رو متاب

کز بلائی کار ما بالا شود

نعمت الله شد نهان از چشم ما

سالها یاری چنین پیدا شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۳عین دریاییم و ما را موج دریا می‌کشد
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۴هرکه باشد بندهٔ او درجهان سلطان شود
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۵خاطر ما سوی دریا می‌کشد
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۶غرق دریاییم و ما را موج دریا می‌کشد
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۷دل دگر ما را به مأوا می‌کشد
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۸عشق ما را سوی دریا می‌کشد
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۹یار سرمست است و ما را می‌کشد
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۰هر دم بر آب چشم ما نقش خیالی می کشد
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.