پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۶

چشم بینائی که بر او اوفتد

سر نهد بر پاش و بر رو اوفتد

هر که بر خاک درش افتد چو ما

مسکن او جای نیکو اوفتد

آفتابست او و عالم سایه بان

نور او بر ما و بر تو اوفتد

دل به دریا داده ایم و می رویم

آخر این کار تا چو اوفتد

رنگ و بوی اوست رنگ و بوی ما

گر سخن با رنگ و با بو اوفتد

بر سر کوی خرابات مغان

گر رسد مستی به یلهو اوفتد

نعمت الله ساقی سرمست ماست

برنخیزد هر که با او اوفتد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۸چشم ما آبش به هرسو می‌رود
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۹خون دل از دیده بر رو می رود
  3. غزل شمارهٔ ۵۱۰آب چشم ما به هر سو می رود
  4. غزل شمارهٔ ۵۱۱چشم ما خوش چشمهٔ آبی به هر سو می رود
  5. غزل شمارهٔ ۵۱۲عقل دوراندیش هردم جای دیگر می‌رود
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۳آب چشم ما به هر سو می رود
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۴عشق دردیست تا نمی گیرد
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۵عقل مخمور است و مستان را به قاضی می برد
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.