پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۴

فعل عالم ظل فعل الله بود

این کسی داند که او آگه بود

مظهر افعال او باشد همه

خود گدائی گیر و خواهی شه بود

نور می یابد قمر از آفتاب

گرچه ظاهر نور، نور مه بود

مرد دانا سر نپیچد زین سخن

غیر نادانی که او گمره بود

کی شود مایل به سلطانی مصر

هر که او با یوسفی در چه بود

خاک پایش توتیای چشم ماست

رند سرمستی کز آن درگه بود

هر چه بینی نعمت الله بود

نعمت الله در همه عالم یکی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۶چشم بینائی که بر او اوفتد
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۷گر آتش آه ما درافتد
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۸چشم ما آبش به هرسو می‌رود
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۹خون دل از دیده بر رو می رود
  5. غزل شمارهٔ ۵۱۰آب چشم ما به هر سو می رود
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۱چشم ما خوش چشمهٔ آبی به هر سو می رود
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۲عقل دوراندیش هردم جای دیگر می‌رود
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۳آب چشم ما به هر سو می رود
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.