پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۸

آتش عشقش خوشی در ما گرفت

بعد از آن در جملهٔ اشیا گرفت

رند سرمستیم در کوی مغان

محتسب را کی بود بر ما گرفت

آن دل سرمست این دیوانگان

مو به مو از زلف او سودا گرفت

عاشق ثابت قدم می جست از آن

عشق او معشوق ما ، ما را گرفت

گفتهٔ مستانهٔ ما فاش شد

در خرابات مغان غوغا گرفت

خوش بلائی می کشیم از عشق او

کار ما از عاشقی بالا گرفت

نعمة الله از همه عالم برید

درگه یکتای بی همتا گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۴۰گر وصال یار خواهی ترک جان باید گرفت
  2. غزل شمارهٔ ۴۴۱سید ما بر درش مأوا گرفت
  3. غزل شمارهٔ ۴۴۲سلطان عشق ملک جهان را روان گرفت
  4. غزل شمارهٔ ۴۴۳آفتاب رخش جهان بگرفت
  5. غزل شمارهٔ ۴۴۴شهرت ذوق ما جهان بگرفت
  6. غزل شمارهٔ ۴۴۵عشق سلطان ما جهان بگرفت
  7. غزل شمارهٔ ۴۴۶معنی او نمود در صورت
  8. غزل شمارهٔ ۴۴۷چشمم به نور و معنی دیده جمال صورت
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.