پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۱۰

تخم نیک و بدی که می کاری

هر چه کاری بدان که برداری

بار یاری اگر کنی ای یار

شاید ار تخم دوستی کاری

از بدی هیچ سود نتوان یافت

خود زیان نیست در نکوکاری

دل میازار و دل به دست آور

گوش کن این نصیحت از یاری

دل تو هیچکس نیازارد

گر دل هیچکس نیازاری

ما چنین مست و تو چنان مخمور

در چه اندیشه ای چه پنداری

نعمت الله برای دل بردن

سر برآورده است عیاری

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۱۲آمد به درت جان عزیز از سر یاری
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۱۳عمر ضایع مکن به بیکاری
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۱۴در خرابات مجو همچو من میخواری
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۱۵خواه در خواب و خواه بیداری
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۱۶جان و جانان توئی چه پنداری
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۱۷ماه من امشب برآمد خوش خوشی
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۱۸ز من توحید می پرسی جوابت چیست خاموشی
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۱۹بر تخت دلم نشسته شاهی
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.