پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۱۵

خواه در خواب و خواه بیداری

در نظر دارمش چه پنداری

تا خیالش به خواب می بینم

نکنم هیچ میل بیداری

نقش غیری خیال اگر بندم

شرمسارم از آن گنهکاری

سر من و آستان حضرت او

هر شبی با دلی و صد زاری

چون همه دوستدار یارانند

شاید از یار او نیازاری

بر سر چارسو بیا می نوش

با حریفان رند بازاری

زاهدی را چه می کنی آخر

خبر از عاشقان اگر داری

سخن عشق اگر کنی با عقل

تخم در شوره زار می کاری

بر سر کوی ما مجاور شو

گر طلبکار ذوق خماری

جز یکی در شمار آید نه

گر یکی از هزار بشماری

نعمت الله اگر به یاد آری

لذت عمر جاودان داری

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۱۷ماه من امشب برآمد خوش خوشی
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۱۸ز من توحید می پرسی جوابت چیست خاموشی
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۱۹بر تخت دلم نشسته شاهی
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۲۰درآمد از درم خوش پادشاهی
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۲۱در آ در خلوت خاص الهی
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۲۲کرم بنگر که الطاف الهی
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۲۳دوش در خواب دیده ام شاهی
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۲۴آئینهٔ حضرت الهی
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.