پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۱۸

ز من توحید می پرسی جوابت چیست خاموشی

بگفتن کی توان دانست گویم گر به جان کوشی

ز توحید ار سخن گوئی موحد گویدت خاموش

سخن اینجا نمی گنجد مقام تو است خاموشی

تو پنداری که توحیدست این قولی که می گوئی

خدا را خلق می گوئی مگر بی عقل و بیهوشی

موحد او موحد او و توحید او چه می جوئی

من و تو کیستیم آخر به باطل حق چرا پوشی

معانی بدیع تو بیان علم توحید است

نه توحید است اگر گوئی که توحیدست فرموشی

حدیث می چه می گوئی بهه ذوق این جام می در کش

زمانی همدم ما شو برآ از خواب خرگوشی

ز جام ساقی وحدت می توحید می نوشم

حریف نعمت الله شو بیا گر باده می نوشی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۲۰درآمد از درم خوش پادشاهی
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۲۱در آ در خلوت خاص الهی
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۲۲کرم بنگر که الطاف الهی
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۲۳دوش در خواب دیده ام شاهی
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۲۴آئینهٔ حضرت الهی
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۲۵از دوئی بگذر که تا یابی یکی
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۲۶نیست مرا در نظر در دو جهان جز یکی
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۲۷هان برسان به گوش او پیک صبا جکی جکی
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.