پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۲۵

از دوئی بگذر که تا یابی یکی

در وجود آن یکی نبود شکی

نقد گنج کنت کنزا را طلب

چون گدایان چند جوئی پولکی

صد هزار آئینه گر بنمایدت

آن یکی را می نگر در هر یکی

عقل خود را دید از خود بی خبر

خودنمائی می کند خود بینکی

شعر ما گر عارفی باشد خوشی

ذوق اگر داری بکن تحسینکی

زر یکی و تنگهٔ زر بیشمار

آن یکی را می شمارش نیککی

نیک نبود منکر آل عبا

ور بود نبود بهه جز بد دینکی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۲۷هان برسان به گوش او پیک صبا جکی جکی
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۲۸ای در میان جانها از ما کنار تا کی
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۲۹هر مرده که شد به جام می حی
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۳۰عالم جامست و فیض او می
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۳۱مجلس عشق است و ما سرمست می
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۳۲متناهی شود به تو همه شی
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۳۳توئی جانا که عین هر وجودی
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۳۴اگر نه درد او بودی دوای دل که فرمودی
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.