پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۲۹

هر مرده که شد به جام می حی

باشد جاوید زنده از وی

ساقی قدحی شراب پر کن

از بهر خدا بده پیاپی

گوئی که ز باده توبه کردی

ای مونس جان عاشقان کی

ای عشق بیا که جان مائی

ای عقل برو ز بزم ماهی

مستیم و خراب لاابالی

ساغر بر دست و گوش برنی

رندانه حریف مست عشقیم

سجادهٔ زهد کرده ام طی

در مجلس عشق نعمت الله

جامیست جهان نما پر از می

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۳۱مجلس عشق است و ما سرمست می
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۳۲متناهی شود به تو همه شی
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۳۳توئی جانا که عین هر وجودی
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۳۴اگر نه درد او بودی دوای دل که فرمودی
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۳۵گر آینه عین او نبودی
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۳۶درد عشقش اگر به جان بردی
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۳۷گاهی به غم و گهی به شادی
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۳۸ای ترک نیم مست به یغما خوش آمدی
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.