پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۳۵

گر آینه عین او نبودی

آن روی به ما که می نمودی

بگشاد در سرا به عالم

گر در بستی که می گشودی

او می بخشد وجود ور نه

بودی ز من و ز تو نبودی

بی خندهٔ گل نوای بلبل

در گلشن او که می شنودی

گر نقش خیال او ندیدی

این دیدهٔ ما کجا غنودی

این گفته اگر نه گفتهٔ اوست

از آینه زنگ کی زدودی

دیدم سید که درخرابات

مستانه سرود می سرودی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۳۷گاهی به غم و گهی به شادی
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۳۸ای ترک نیم مست به یغما خوش آمدی
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۳۹تا به کی گرد این جهان گردی
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۴۰از جرعهٔ جام لایزالی
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۴۱خراباتست و رندان لاابالی
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۴۲ای از جمال رویت نقش جهان خیالی
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۴۳جمالش دیده ام در هر خیالی
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۴۴به حق آل محمد به نور پاک علی
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.