پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۲۷

هان برسان به گوش او پیک صبا جکی جکی

بندگی و سلام من بعد دعا جکی جکی

ای بت نازنین من با من خسته دل اگر

جور و جفا کنی مکن ترک وفا جکی جکی

بی رخ تو دو چشم من نور ندارد ای صنم

نور دو چشم من توئی رخ بنما جکی جکی

تا مه نو شود خجل پیش رخ تو بر فلک

چون مه چارده شب از بام برآ جکی جکی

تا بگشاید از دل سید ناتوان گره

بازگشاد برفشان زلف دو تا جکی جکی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۲۹هر مرده که شد به جام می حی
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۳۰عالم جامست و فیض او می
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۳۱مجلس عشق است و ما سرمست می
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۳۲متناهی شود به تو همه شی
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۳۳توئی جانا که عین هر وجودی
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۳۴اگر نه درد او بودی دوای دل که فرمودی
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۳۵گر آینه عین او نبودی
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۳۶درد عشقش اگر به جان بردی
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.