پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۱۱

سخن یار بشنو از یاری

تخم نیکی بکار اگر کاری

بد مکن ای عزیز نیک اندیش

تا نیابی جزای خود خواری

حضرت حق کجا بود راضی

که دل بنده اش بیازاری

دیگران بار تو کشند به دوش

گر کشی بار حضرت باری

گر ببینی جمال او باری

نقش عالم خیال پنداری

جام می را بگیر و خوش می نوش

گر هوائی به ذوق ما داری

سید و بنده را به هم بینی

نعمت الله اگر به دست آری

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۱۳عمر ضایع مکن به بیکاری
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۱۴در خرابات مجو همچو من میخواری
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۱۵خواه در خواب و خواه بیداری
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۱۶جان و جانان توئی چه پنداری
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۱۷ماه من امشب برآمد خوش خوشی
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۱۸ز من توحید می پرسی جوابت چیست خاموشی
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۱۹بر تخت دلم نشسته شاهی
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۲۰درآمد از درم خوش پادشاهی
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.