پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۰۹

یار با ما نمی کنی یاری

جورها می کنی به سر باری

به غم ما اگر تو دلشادی

بعد از این کار ما و غمخواری

بر سر خاک هر شبی تا روز

منم و آب چشم بیداری

دل به آزار پرده باز آر

که نه اینست شرط دلداری

رحمتی کن دگر میازارم

تا کی آزاریم بدین زاری

دل و دین ، چشم و زلف تو بردند

این به عیاری آن به طراری

دل سید که برده ای جانا

زینهارش نکو نگه داری

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۱۱سخن یار بشنو از یاری
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۱۲آمد به درت جان عزیز از سر یاری
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۱۳عمر ضایع مکن به بیکاری
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۱۴در خرابات مجو همچو من میخواری
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۱۵خواه در خواب و خواه بیداری
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۱۶جان و جانان توئی چه پنداری
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۱۷ماه من امشب برآمد خوش خوشی
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۱۸ز من توحید می پرسی جوابت چیست خاموشی
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.