پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۶۶

غیر حق باطلست تا دانی

عقل از این غافل است تا دانی

موج بحریم و عین ما آبست

عالمش ساحلست تا دانی

هر که عالم نشد به علم رسول

به خدا جاهلست تادانی

آنکه دانست این سخن به تمام

بندهٔ کاملست تا دانی

هر تجلی که بر دلت آید

از خدا نازل است تا دانی

هر که غیر از خداست ای درویش

همه بی حاصل است تا دانی

کشتهٔ عشق و زنده ام جاوید

سیدم قاتل است تا دانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۶۸هر چه هست آن یکی است تا دانی
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۶۹در وجود او یکی است تا دانی
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۷۰همه عین همند تا دانی
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۷۱در هوای دنیای دون دنی
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۷۲ما آن تو ایم ، آن تو دانی
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۷۳بی عشق مباش یک زمانی
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۷۴تنها نه منم عاشق تو بلکه جهانی
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۷۵نعمت الله نمی شود فانی
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.