پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۷۱

در هوای دنیای دون دنی

روز و شب جانی به غصه می کنی

بی خبر از یوسف مصری چرا

در خیال مژده پیراهنی

ریسمان حرص دنیائی مدام

گرد خود چون عنکبوتی می تنی

گر تموز خان میری عاقبت

موم گردی فی المثل گر آهنی

خوش نشینی بر سر تاج شهان

گر به خاک راه خود را افکنی

حی قیومی و فارغ از هلاک

در خرابات فنا گر ساکنی

هر که را بگذار و جام می بنوش

نعمت الله جو اگر یار منی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۷۳بی عشق مباش یک زمانی
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۷۴تنها نه منم عاشق تو بلکه جهانی
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۷۵نعمت الله نمی شود فانی
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۷۶حرف جام شراب اگر دانی
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۷۷خواه نباتی و خواه حیوانی
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۷۸مرنجان جان باقی را برای این تن فانی
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۷۹گرچه آب حیات را مانی
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۸۰زهی عقل و زهی دانش که تو خود را نمی دانی
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.