پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۷۰

همه عین همند تا دانی

همه جام جمند تا دانی

باده نوشان که همدم مایند

عاشق بی غمند تا دانی

هفت دریا به پیش دیدهٔ ما

به مثل شبنمند تا دانی

نازنینان و سرو بالایان

در چمن می چمند تا دانی

بندگان جناب سید ما

در حرم محرمند تا دانی

رند و ساقی یکی است دریابش

جام و می همدمند تا دانی

گرچه بسیار عاشقان باشند

همچو سید کم اَند تا دانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۷۲ما آن تو ایم ، آن تو دانی
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۷۳بی عشق مباش یک زمانی
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۷۴تنها نه منم عاشق تو بلکه جهانی
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۷۵نعمت الله نمی شود فانی
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۷۶حرف جام شراب اگر دانی
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۷۷خواه نباتی و خواه حیوانی
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۷۸مرنجان جان باقی را برای این تن فانی
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۷۹گرچه آب حیات را مانی
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.