پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۶۹

در وجود او یکی است تا دانی

آن یکی بی شکی است تا دانی

جز یکی نیست پادشاه وجود

گرچه شکرلکی است تا دانی

هر سپاهی ز لشکر سلطان

شاه و خانی یکی است تا دانی

گر بیابی هزار موج حباب

عین ایشان یکی است تا دانی

عقل در بارگاه حضرت عشق

به مثل دلقکی است تا دانی

با محیطی که ما در آن غرقیم

هفت بحر اندکی است تا دانی

هر که داند که ما چه می گوئیم

یارکی زیرکی است تا دانی

نعمت الله که میرمستان است

ساقی نیککی است تا دانی

میر میران به نزد سید ما

میرک خُردکی است تا دانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۷۱در هوای دنیای دون دنی
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۷۲ما آن تو ایم ، آن تو دانی
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۷۳بی عشق مباش یک زمانی
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۷۴تنها نه منم عاشق تو بلکه جهانی
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۷۵نعمت الله نمی شود فانی
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۷۶حرف جام شراب اگر دانی
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۷۷خواه نباتی و خواه حیوانی
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۷۸مرنجان جان باقی را برای این تن فانی
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.