پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۶۸

هر چه هست آن یکی است تا دانی

جان جانان یکی است تا دانی

ساغر می یکیست نوشش کن

میر مستان یکی است تا دانی

موج و دریا اگرچه دو نامند

عین ایشان یکی است تا دانی

درخرابات عشق مستان را

کفر و ایمان یکی است تا دانی

روی خود را در آینه بنگر

دو مگو آن یکی است تا دانی

سخن ما یکیست دریابش

قول یاران یکی است تا دانی

نعمت الله در همه عالم

نزد رندان یکی است تا دانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۷۰همه عین همند تا دانی
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۷۱در هوای دنیای دون دنی
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۷۲ما آن تو ایم ، آن تو دانی
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۷۳بی عشق مباش یک زمانی
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۷۴تنها نه منم عاشق تو بلکه جهانی
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۷۵نعمت الله نمی شود فانی
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۷۶حرف جام شراب اگر دانی
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۷۷خواه نباتی و خواه حیوانی
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.