پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۶۵

شاه عالم گداست تا دانی

این گدا پادشاست تا دانی

هر خیالی که نقش می بندی

مظهر حسن ماست تا دانی

در محیطی که نیست پایانش

جان ما آشناست تا دانی

دل مجنون به عاشقی لیلی

مبتلای بلاست تا دانی

دُرد دردش بنوش خوش می باش

که تو را این دواست تا دانی

آفتابی و سایهٔ عالم

مر ترا در قفاست تا دانی

نعمت الله به خلق بنماید

هر چه لطف خداست تا دانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۶۷همه تقدیر اوست تا دانی
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۶۸هر چه هست آن یکی است تا دانی
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۶۹در وجود او یکی است تا دانی
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۷۰همه عین همند تا دانی
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۷۱در هوای دنیای دون دنی
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۷۲ما آن تو ایم ، آن تو دانی
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۷۳بی عشق مباش یک زمانی
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۷۴تنها نه منم عاشق تو بلکه جهانی
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.