پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۶۳

گفتم که نقش رویت گفتا در آب بینی

گفتم خیال وصلت گفتا به خواب بینی

گفتم لبت ببوسم گفتا بیار جامی

گفتم چه می کنی گفت تا در شراب بینی

گفتم حجاب بردار تا بی حجاب بینم

گفتا توئی حجابم چون بی حجاب بینی

ای عقل اگر بیابی ذوقی که هست ما را

هر قطره ای درین بحر دُر خوشاب بینی

در بارگاه خسرو گر بگذری چو فرهاد

شوری ز عشق شیرین در شیخ و شاب بینی

گر چشم تو ببیند نوری که دیده چشمم

هر ذره ای که بینی چون آفتاب بینی

از بحر نعمت الله گر جرعه ای بنوشی

دریا و ماسوی الله جمله سراب بینی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۶۵شاه عالم گداست تا دانی
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۶۶غیر حق باطلست تا دانی
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۶۷همه تقدیر اوست تا دانی
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۶۸هر چه هست آن یکی است تا دانی
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۶۹در وجود او یکی است تا دانی
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۷۰همه عین همند تا دانی
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۷۱در هوای دنیای دون دنی
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۷۲ما آن تو ایم ، آن تو دانی
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.