پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۴۱

آه دلسوز عاشقان بشنو

نالهٔ جان بیدلان بشنو

سخنی خوش به ذوق می گویم

از سر ذوق یک زمان بشنو

سرّ ساقی و حال میخانه

با تو گویم یکان یکان بشنو

ذوق آب حیات اگر داری

نوش کن جام می روان بشنو

باز گلبانگ بلبل سرمست

از گلستان برآمد آن بشنو

مکن از عاشقان کنار ای دل

هست رازی درین میان بشنو

نعمت الله را غنیمت دان

با تو گفتم ز جان به جان بشنو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۴۳عالم منور است به نور جمال او
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۴۴نقشی نبسته ایم به غیر از خیال او
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۴۵آینهٔ جمال او نیست به جز جلال او
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۴۶هوای خویشتن بگذار اگر داری هوای او
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۴۷نوای عالمی بخشی اگر یابی نوای او
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۴۸چشم عالم روشن است از آفتاب روی او
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۴۹گوش کن تا بشنوی اسرار او
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۵۰عالم منور است به نور حضور او
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.