پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۴۳

عالم منور است به نور جمال او

داریم ما کمال ولی از کمال او

نقش خیال اوست که بر دیده رو نمود

در خواب دیده ایم از آن رو خیال او

آب حیات ماست که نوشند تشنگان

سرچشمهٔ خوشی بود آب زلال او

رندیم و لاابالی و نوشیم می مدام

نه بادهٔ حرام شراب حلال او

هر زنده ای که جان عزیزش ازو بود

جاوید باشد او و نباشد زوال او

مستی که اصل او بُود از کوی می فروش

جاوید باشد او و نباشد زوال او

سید یکیست در دو جهان مثل او کجاست

هرگز ندیده دیدهٔ مردم مثال او

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۴۵آینهٔ جمال او نیست به جز جلال او
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۴۶هوای خویشتن بگذار اگر داری هوای او
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۴۷نوای عالمی بخشی اگر یابی نوای او
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۴۸چشم عالم روشن است از آفتاب روی او
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۴۹گوش کن تا بشنوی اسرار او
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۵۰عالم منور است به نور حضور او
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۵۱چشم عالم روشن است از نور او
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۵۲بستیم کمر به خدمت او
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.