پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۴۷

نوای عالمی بخشی اگر یابی نوای او

همه بر رای تو باشد اگر باشی برای او

مقام سروری جوئی سر کویش غنیمت دان

بهشت جاودان خواهی در خلوتسرای او

به جانان جان سپار ای دل که کار عاشقان اینست

هوای خویشتن بگذار اگر داری هوای او

بیا و دُردی دردش به شادی روی ما درکش

که خوش دردیست درد دل که آن باشد دوای او

گدای حضرت او شو که شاه عالمی گردی

همه باشد گدای تو اگر باشی گدای او

اگرچه مختصر باشد به نزد او همه عالم

فقیرانه فدا گردم ، فدای که ، فدای او

چو بنده هر که فانی شد حیات جاودانی یافت

همیشه زنده خواهد بود سید از بقای او

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۴۹گوش کن تا بشنوی اسرار او
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۵۰عالم منور است به نور حضور او
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۵۱چشم عالم روشن است از نور او
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۵۲بستیم کمر به خدمت او
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۵۳عاشق ارخواهد حدیث از عشق جانان گو بگو
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۵۴شاهبازی چو نعمت الله کو
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۵۵غیر ما در بحر ما از ما مجو
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۵۶تا نفرماید بگو بشنو ز من آن را مگو
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.