پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۵۳

عاشق ارخواهد حدیث از عشق جانان گو بگو

بیدلی گر باز گوید قصهٔ جان گو بگو

نالهٔ دلسوز ما چون عالمی بشنیده اند

بلبل نالان رموزی در گلستان گو بگو

عاشق و مستیم و با بلقیس خود در صحبتیم

هدهد ار گوید حکایت با سلیمان گو بگو

ساقی خمخانهٔ دل ساغر می گو بیار

مطرب عشاق جان دستان مستان گو بگو

دست دل دردامن زلفش زن و ما را مپرس

مو به مو احوال این جمع پریشان گو بگو

ما مرید پیر خماریم و مست جام عشق

در حق ما هر چه گوید عقل نادان گو بگو

نعمت الله از کتاب الله گو عشری بخوان

میر مستان جهان اسرار مستان گو بگو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۵۵غیر ما در بحر ما از ما مجو
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۵۶تا نفرماید بگو بشنو ز من آن را مگو
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۵۷برو ای عقل بس محال مگو
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۵۸جان عاشق نجوید الا هو
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۵۹به هرحسنی که می بینم جمالش می نماید رو
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۶۰دو سخن می شنو یکی می گو
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۶۱این و آن در آرزوی او و او
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۶۲چشمی که ندیده نور آن رو
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.