پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۶۱

این و آن در آرزوی او و او

با همه یک رو نشسته روبرو

غیر نور او ندیده چشم ما

گرچه گشته گر به عالم کو به کو

غرقهٔ دریای بی پایان شدیم

عین ما از ما در این دریا بجو

عقل مخمور است و ما مست وخراب

گفتهٔ مخمور با مستان مگو

یک زمان با ما درین دریا نشین

گرد هستی را چو ما از خود بشو

سهل باشد هر که او بیند به خود

ما نمی بینیم جز او را به او

سیدم زلف سیادت برفشاند

مجمع صاحبدلان شد مو به مو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۶۳در دو عالم یکست مثلش کو
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۶۴این دوئی از چه خاست از من و تو
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۶۵بود ما پیدا شده از بود او
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۶۶به وجود او یکی بود نه دو
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۶۷تا قیامت ترک جام می مگو
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۶۸شد روان آب حیات ما به جو
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۶۹این چشم تو دایم مدام آب روان دارد به جو
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۷۰عمر بر باد می رود بی او
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.