پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۶۴

این دوئی از چه خاست از من و تو

بی من و تو یکی بود نی دو

عقل گوید دوئی ولی مشنو

بگذارش بگو برو می گو

عشق داری در آ در این دریا

عین ما را به عین ما می جو

همه عالم وجود از او دارند

غیر او را وجود دیگر کو

چشم احول یکی دو می بیند

دو نماید در آینه یک رو

آفتابست و عالمی سایه

سایهٔ او کجا بود بی او

سید ما غلام حضرت اوست

پادشاهان به نزد او آنجو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۶۶به وجود او یکی بود نه دو
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۶۷تا قیامت ترک جام می مگو
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۶۸شد روان آب حیات ما به جو
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۶۹این چشم تو دایم مدام آب روان دارد به جو
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۷۰عمر بر باد می رود بی او
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۷۱کهنه است این شراب و جامش نو
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۷۲می فراوان است اینجا جام کو
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۷۳ذوق سرمستان ز مخموران مجو
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.