پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۶۷

تا قیامت ترک جام می مگو

همدمی خوشتر ز جام می مجو

ساقیا در دور جام می در آ

خرقهٔ سالوس رندان را بشو

جان ما آئینهٔ جانان ماست

جان جانان خوش نشسته روبرو

واعظ ار منعت کند ازعاشقی

وعظ بی حاصل بگو دیگر مگو

یک نفس بی عشق و جام می مباش

گر نه ای همصحبت خواجه ولو

بسته ام نقش خیال او به چشم

هر چه آید در نظر بیند به او

نعمت الله در همه عالم یکی است

گر نه ای احول مبین آن یک به دو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۶۹این چشم تو دایم مدام آب روان دارد به جو
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۷۰عمر بر باد می رود بی او
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۷۱کهنه است این شراب و جامش نو
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۷۲می فراوان است اینجا جام کو
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۷۳ذوق سرمستان ز مخموران مجو
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۷۴جز یکی نیست در جهان دو مگو
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۷۵ما خیالیم در حقیقت او
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۷۶هرچه گوئی به عشق او می گو
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.