پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۹

چیست عالم سایه و آن آفتاب

تن بود چون سایه و جان آفتاب

نور عالم شمس دینش خوانده اند

سِر این دریاب و می خوان آفتاب

از برای نزل و بزم عاشقان

جام زرین است بر خوان آفتاب

آفتاب حسن او عالم گرفت

تا قیامت باد تابان آفتاب

نور روی نعمت الله دیده ام

می نماید در نظر آن آفتاب

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۱این طرفه بین که حضرت او با همه حجاب
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۲گرخیال عارضش بنمایدت نقشی به خواب
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۳صدف و گوهریم و بحر و حباب
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۴موج است و حباب هر دو یک آب
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۵موجیم و حباب هر دو یک آب
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۶آفتابی رو نموده مه نقاب
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۷آفتابی ز ماه بسته نقاب
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۸ماه ما از در در آمد نیمشب
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.