پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی سیف فرغانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۸

شکر اندر پسته پنهان وآب حیوان در شکر

لاله بر خورشید آن مه دارد وگل بر قمر

قوت دل در غم او چون شفا در انگبین

راحت جان در لب او چون حلاوت در شکر

روی معنی دار او از دانه خالش کند

طعمه مرغان روح اندر قفسهای صور

چون شکوفه پایمال هرکس وناکس شوم

گر بسنگ از وی جدا گردم چو میوه از شجر

بر در جانان نشین تا قدر تو افزون شود

کآب در دریا شود در، خاک در معدن گهر

خدمت پیوسته کن تا روی بنماید قبول

حلقه چون دائم زنی ناچار بگشایند در

خاک را تأثیر آب زندگانی آمدی

دوست گر دامن کشان بر خاک ما کردی گذر

شوق او در طبع من چون نامیه است اندر نبات

کو زشاخ خشک بیرون آورد گلهای تر

شعرمن در وصف او جلاب جان پرور شود

گر درآمیزد بهم آب وشکر با یکدگر

من نپرهیزم زروی دوست دیدن بعد ازین

کی کند پرهیز بلبل از گل ونحل از زهر

سیف فرغانی اگر جانان خوهی جان ترک کن

نزد صاحب دل زصد جانست جانان خوبتر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۰ای دل از دوست جان دریغ مدار
  2. شمارهٔ ۲۷۱ای صبا لطفی بکن حالم به جانان عرضه دار
  3. شمارهٔ ۲۷۲دلا این یک سخن از من نگه دار
  4. شمارهٔ ۲۷۳بر در تو عاشقان دارند کار
  5. شمارهٔ ۲۷۴دوش ما را از سعادت بود جانان در کنار
  6. شمارهٔ ۲۷۵سوی صحرا شو دمی ای دوست با ما در بهار
  7. شمارهٔ ۲۷۶ای نامه نو رسیده از یار
  8. شمارهٔ ۲۷۷تا بکی این جور کشیدن ز یار
همه‌ی غزلیات ←

سیف فرغانی درباره‌ی سیف فرغانی

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.