پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی سیف فرغانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۳

بر در تو عاشقان دارند کار

دوستان با دوستان دارند کار

کار ما با تست نه با دیگران

دیگران با دیگران دارند کار

ما زعالم با تو می ورزیم عشق

اختران با آسمان دارند کار

با رخ خوب تو من دارم نظر

با مه وخور اختران دارند کار

ما چو فرهادیم دور از خدمتت

با تو شیرین خسروان دارند کار

با چوتو جانان بدل ورزند عشق

با چو تو دلبر بجان دارند کار

روح بخشایی بدم عیسی نفس

چون نفس با آن دهان دارند کار

روز وشب همچون مگس با انگبین

با چو تو شیرین لبان دارند کار

ما تهی دستان درین ره ایمن ایم

ره زنان با کاروان دارند کار

ما بدرویشان کویت مایل ایم

مقبلان با مقبلان دارند کار

بی خبر زین ذوق چندین آدمی

روز وشب با آب ونان دارند کار

مانده اندر پوست بی مغزان عصر

همچو سگ با استخوان دارند کار

این جماعت از جهان ما نه اند

زآنکه با اهل جهان دارند کار

ما چو عزرائیل باجان وین گروه

چون کفن با مردگان دارند کار

سیف فرغانی مقیم کوی تست

بلبلان با بوستان دارند کار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۵سوی صحرا شو دمی ای دوست با ما در بهار
  2. شمارهٔ ۲۷۶ای نامه نو رسیده از یار
  3. شمارهٔ ۲۷۷تا بکی این جور کشیدن ز یار
  4. شمارهٔ ۲۷۸چون دل گرفت لشکر سلطان عشق یار
  5. شمارهٔ ۲۷۹تا چند بر امید روم در سرای یار
  6. شمارهٔ ۲۸۰ایا نموده دهانت زلعل خندان در
  7. شمارهٔ ۲۸۱زهی ز خنده شیرینت شرمسار شکر
  8. شمارهٔ ۲۸۲ای چو شیرین بدهان پسته بگفتارشکر
همه‌ی غزلیات ←

سیف فرغانی درباره‌ی سیف فرغانی

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.