پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی سیف فرغانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۶

ای نامه نو رسیده از یار

بی گوش سخن شنیده از یار

در طی تو گر هزار قهرست

لطفیست بمن رسیده از یار

این جان جفا کشیده از تو

ای بوی وفا شنیده از یار

وی دیده هر آنچه گفته از دوست

وی گفته هر آنچه دیده از یار

هرگز باشد که چون سوادت

پر نور کنیم دیده از یار

اندر شب هجر مطلع تو

صبحیست ولی دمیده از یار

ای حظ نظر گرفته از دوست

وی ذوق سخن چشیده از یار

گر باز روی ز من بگویش

کای بی سببی رمیده از یار

انصاف بده که چون بود سیف

پیوسته چنین بریده از یار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۸چون دل گرفت لشکر سلطان عشق یار
  2. شمارهٔ ۲۷۹تا چند بر امید روم در سرای یار
  3. شمارهٔ ۲۸۰ایا نموده دهانت زلعل خندان در
  4. شمارهٔ ۲۸۱زهی ز خنده شیرینت شرمسار شکر
  5. شمارهٔ ۲۸۲ای چو شیرین بدهان پسته بگفتارشکر
  6. شمارهٔ ۲۸۳ای غم عشق تو چون می طرب افزای دگر
  7. شمارهٔ ۲۸۴خورشید منی بروی پرنور
  8. شمارهٔ ۲۸۵ای چو خورشید چشمه‌ای از نور
همه‌ی غزلیات ←

سیف فرغانی درباره‌ی سیف فرغانی

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.